عمامه

از ویکی‌رز

عمامه؛ پوششی برای سر و رکن اصلی لباس روحانیان شیعه.

عمامه به‌عنوان پوششی برای سر پیش از اسلام میان اعراب رایج بود. پس از اسلام، عمامه به نمادی از مقام و شخصیت تبدیل شد. سر در فرهنگ ایرانی، جایگاه ویژه‌ای داشت و پوشاندن آن نماد وقار و ادب بود. دستار از پوشش‌های سنتیِ سر نزد ایرانیان بود و به‌ویزه میان صاحب‌منصبان و علما رواج داشت. در دوران قاجار، عمامه به نمادی از هویت روحانیان تبدیل شد. در دوره پهلوی، با تصویب قوانین متحدالشکل، استفاده از عمامه به‌منظور تضعیف جایگاه روحانیان شیعه محدود شد. پس از انقلاب اسلامی، عمامه دوباره به نمادی دینی و سیاسی تبدیل شد. امروزه عمامه نماد اصلی لباس روحانیت است و نزد مسلمانان معنای دینی و مقدس دارد.

تعریف عمامه

عِمَامَه یا عَمّامِه، پوششی برای سر است که از پارچه‌ای بلند تشکیل شده و به‌شکل پیچیده‌شده بر روی عرق‌چین یا مستقیماً بر روی سر، بسته می‌شود.[۱] در کنار واژه «عمامه» که امروزه میان ایرانیان رایج است، واژه «دستار» نیز در زبان فارسی به همین معنا استفاده می‌شود. با این حال، دستار مفهومی گسترده‌تر دارد و نه‌تنها به عمامه، بلکه به هر نوع پارچه‌ای که با شیوه‌ای خاص دور سر یا کلاه پیچیده شود، مانند شال و سایر پوشش‌های مشابه، اطلاق می‌شود.[۲]

تاریخچه عمامه

تاریخ دقیق پیدایش عمامه و نخستین قومی که از آن استفاده کرده است، به‌درستی مشخص نیست؛ اما شواهد تاریخی نشان می‌دهد که عمامه پیش از اسلام میان اعراب جاهلی رایج بوده است.[۳]

عبارت «العَمائِم تیجان العرب» که برخی آن را به پیامبر اسلام نسبت داده‌اند، [۴] بیانگر این نکته است که عمامه نزد اعراب جایگاهی هم‌سنگ تاج پادشاهان داشته و به‌ویژه مخصوص رؤسای قبایل بوده است. در مقابل، اعراب صحراگرد، سر برهنه می‌ماندند یا عرقچین به سر می‌گذاشتند.[۵]

در برخی دوره‌های تاریخی، هنگامی که فردی را به ریاست برمی‌گزیدند، عمامه‌ای قرمزرنگ که از آن با عنوان «تاج» نیز یاد می‌شد، بر سرش می‌نهادند یا سربندی بر سر او می‌بستند.[۶]

اهمیت و ارزش عمامه

عمامه‌بستن از رسوم دیرینه اعراب بوده و با ظهور اسلام و جای‌گرفتن آن در سنت، بر اهمیت و ارزش آن افزوده شد. جامعه عرب مسلمان، کنار گذاشتن عمامه را امری ناپسند می‌دانست و اگر کسی بدون عمامه ظاهر می‌شد، او را فاقد مروت و بی‌اعتنا به آداب‌ورسوم فرهنگی می‌شمردند.

آنها برهنه‌بودن سر را تنها در مناسک حج مجاز می‌دانستند و بر این باور بودند که در پیشگاه خداوند، سر برهنه نشانه فروتنی و تذلل است. همچنین، برداشتن عمامه از سر، نوعی مجازات برای مجرمان به شمار می‌رفت و در مجالس سوگواری خلفا نیز برای ابراز تاسف و‌اندوه، عمامه از سر برمی‌داشتند.

عمامه بخشی از تشریفات رسمی اعراب، به‌ویژه در دربار خلفا بود. حضور در مجالس رسمی و دولتی بدون عمامه، تخلف محسوب می‌شد و فرد مورد بازخواست قرار می‌گرفت. چنان‌که درباره‌هارون‌الرشید و المعتضد بالله آمده است که اگر کسی را بدون عمامه می‌دیدند، او را توبیخ و حتی مجازات می‌کردند.[۷]

کیفیت پوشیدن عمامه

گاهی پارچه را تنها به دور سر می‌پیچند و گاه یک سر آن را زیر چانه و دور گردن می‌اندازند. همچنین ممکن است یک طرف آن را از جلو و طرف دیگر را از پشت سر عبور دهند که به آن «حَنَک» یا «تَحتُ‌الحَنک» گفته می‌شود. این دو شیوه عمامه‌بستن در آموزه‌های اسلام مورد تایید است و روایاتی درباره ثواب آن نقل شده است.[۸]

اعراب، زمانی که می‌خواستند ناشناس بمانند، یک طرف عمامه را همچون نقاب بر چهره خود می‌افکندند. به‌عنوان نمونه، درباره شاعر معروف عرب، کعب بن مالک، نقل شده است که با لثام بسته نزد پیامبر حاضر شد و اسلام آورد.[۹]

انواع عمامه

نوع عمامه هر فرد بسته به موقعیت اجتماعی او متفاوت است. جاحظ به تفصیل این موضوع را شرح داده است[۱۰] که خلفا نوع خاصی از عمامه دارند، فقیهان شیوه‌ای ویژه در بستن آن دارند، و بقالان، اعراب، صحراگردان، جنگجویان و دیگر طبقات اجتماعی نیز هر یک سبک مخصوصی در عمامه‌بستن دارند.[۱۱]

جنس عمامه

عمامه معمولاً از پارچه‌هایی مانند موسلین، پشم، پنبه، حریر، ابریشم، خز، کنان، راکه هندی و مواردی دیگر ساخته می‌شود. [۱۲]

رنگ عمامه

اعراب معمولاً عمامه‌هایی با رنگ‌های گوناگون بر سر می‌گذاشتند. پیامبر اسلام نیز از عمامه‌هایی با رنگ‌های مختلف استفاده می‌کرد، از جمله: سحاب که سفیدرنگ بود؛ حرقانیه که رنگی متمایل به سیاه داشت؛ قطریه که از قطر وارد می‌شد و از پارچه‌های زیبا و معروف آن منطقه و قرمزرنگ بود. پیامبر گاهی عمامه‌ای به رنگ زرد بر سر می‌گذاشت.[۱۳]

سایر اعراب نیز عمامه‌هایی با رنگ‌های متنوع استفاده می‌کردند. برای نمونه، پارچه‌ای زردرنگ که از هرات آورده می‌شد و کسی که چنین عمامه‌ای بر سر می‌گذاشت، «هری عمامته» نامیده می‌شد.[۱۴]

جنگجویان معمولاً عمامه‌های سفید بر سر می‌نهادند و نشانی قرمزرنگ بر بالای آن قرار می‌دادند. در روایت‌ها آمده است که حمزه، سیدالشهدا، در جنگ بدر پری از کبوتر قرمز را بر فراز عمامه خود گذاشته بود.[۱۵]

پوشیدن عمامه سیاه نیز میان اعراب رواج داشت. رسول خدا نیز گاهی عمامه سیاه بر سر می‌نهاد و در فتح مکه نیز عمامه‌ای سیاه بر سر داشت.[۱۶] در دورۀ آغازین تاریخ اسلام، افرادی مانند حضرت علی بن ابی‌طالب، عبدالرحمن بن عوف، سعید بن مسیب، عمر، معاویه، ابوموسی اشعری و محمد حنفیه نیز عمامه سیاه می‌پوشیدند. رنگ سیاه در دوران عباسیان، نماد حکومت آن‌ها شناخته شد و عموم مسلمانان ناچار به استفاده از پوشاک سیاه بودند.

همچنین در تاریخ اسلام از افراد مشهوری نام برده شده که عمامه سفید داشتند، از جمله امام علی بن الحسین، سالم بن عبدالله، سعید بن جبیر و خارجه بن زید. در دوران امام رضا، جامه سبز به نماد علویان تبدیل شد و در همین زمان، پوشیدن عمامه سبز رواج یافت. [۱۷]

عمامه به‌مثابه جزئی از لباس روحانیت

از دیرباز، علما با تاسی به پیامبر اکرم، عمامه را به‌عنوان بخشی از پوشش خود برگزیده‌اند. اگرچه گزارش‌های محدودی درباره جزئیات لباس پیامبر وجود دارد؛ اما منابع تاریخی، فقهی، حدیثی و ادبی نشان می‌دهند که عمامه، در کنار عبا، ردا، بُرد و نعلین از پوشش‌های معمول آن حضرت بوده است. علمای شیعه نیز در طول تاریخ همواره از عمامه، قبا و عبا استفاده کرده‌اند. با وجود تغییرات جزئی در شکل و رنگ، این پوشش همچنان نماد شباهت به لباس پیامبر باقی مانده است.[۱۸]

برخی پژوهشگران معتقدند که از دوره عباسی، لباس فقها به‌تدریج از پوشش مردم عادی که شامل عبا و قمیص (پیراهن بلند) بود، متمایز شد. ابویوسف در زمان‌هارون‌الرشید الگوی مشخصی برای پوشش فقها تعیین کرد که شامل جبه‌ای سیاه و کت بلندی با عنوان قلنسوه بود. فقها همچنین عمامه بر سر می‌بستند و طَیلَسانی[۱۹] سیاه بر روی آن می‌انداختند. با گذر زمان، پوشیدن جُبّه‌های نیمه‌بلند، گشاد و سبزرنگ با حاشیه‌دوزی نیز میان علما رواج یافت.[۲۰]

تفکیکی که ابویوسف ایجاد کرد به این معنا نبود که عموم مردم از پوشیدن عمامه، عبا و رداء منع شوند؛ بلکه او تنها شکل خاصی از این پوشش را به علما اختصاص داد، در حالی که دیگران نیز می‌توانستند از انواع دیگر آن استفاده کنند. بااین‌حال، این تمایز در پوشش به‌تدریج تثبیت شد.[۲۱]

تمایز سبک لباس فقها در دوره‌های سامانیان و آل‌بویه نیز ادامه یافت. به‌گونه‌ای که درباره ابن‌سینا، فیلسوف برجسته این دوران، نقل شده است که او نیز همچون فقها عبا و عمامه بر تن می‌کرد و تحت‌الحنک می‌بست.[۲۲] این تمایز سبک لباس علما از سایر مردم در دوره صفویه نیز ادامه پیدا کرد.[۲۳]

در طول حکومت‌های قاجار، پوشش علمای شیعه با سرعت بیشتری از سایر اقشار جامعه متمایز شد. در این دوران، مردم عامه به‌تبعیت از دربار و به‌دلایل مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، پوشش سنتی خود را کنار گذاشتند. در مقابل، روحانیت شیعه با حفظ پوشش سنتی خود، که مهم‌ترین عنصر آن عمامه بود، از سایر افراد جامعه متمایز شدند. به این ترتیب، پوشش روحانیت، به‌ویژه عمامه، به نمادی ویژه و شناخته‌شده تبدیل شد.[۲۴]

عمامه‌ در فرهنگ ایرانی

در فرهنگ ایرانی، سر به‌عنوان فرمانده بدن جایگاه ویژه‌ای داشت و به‌همین دلیل حفظ حرمت آن بسیار اهمیت داشت. پوشاندن سر نماد وقار و ادب مردان بود، در حالی که سر برهنه، نشانه ننگ، فقر و بی‌آبرویی به شمار می‌رفت.[۲۵]

بر اساس متون و اشعار کهن فارسی، عمامه و دستار از جمله پوشش‌های سنتی ایرانیان بوده و به‌ویژه میان صاحب‌منصبان و علما رواج داشته است. عمامه معمولاً از پارچه‌ای نفیس، رنگین و طرح‌دار تهیه می‌شده است.[۲۶]

امروزه نیز در نواحی مختلف ایران، اقوامی همچنان از گونه‌هایی از پوشش عمامه استفاده می‌کنند. در گذشته، ایرانیان نوعی کلاه مخصوص به نام «جُبّه» نیز بر سر می‌گذاشتند که پارچه عمامه را دور آن می‌پیچیدند. همچنین، بخشی از پارچه عمامه را میان پیچ‌های آن به‌گونه‌ای بیرون می‌گذاشتند که به‌شکل گُل درمی‌آمد و آن را «گلِ دستار» می‌نامیدند.[۲۷]

عمامه در دوره ایلخانان

هنگامی غازان‌خان (۷۰۳- ۶۹۴ ق) هفتمین ایلخان مغول که بر مسند ایلخانی نشست، اسلام آورد و فرمان داد که به‌جای القاب خاقانی، کلمه شهادت بر روی سکه‌ها نقش شود. همچنین، خود و فرماندهانش به‌جای کلاه، عمامه بر سر نهادند.[۲۸]

عمامه در دوره آل بویه

در زمان آل بویه، برهنه گذاشتن سر ناپسند شمرده می‌شد. عمامۀ خلیفه سیاه‌رنگ بود و به شکلی خاص روی کلاهی بلند پیچیده می‌شد. اطراف آن با دقت و به طرز زیبایی گلدوزی می‌شد. هر کسی که می‌خواست نزد خلیفه حاضر شود، باید عمامه سیاه بر سر می‌گذاشت.[۲۹]

عمامه در دوره صفویه

در دوران صفویه، که شاهان تلاش داشتند خود را از طبقه سادات و معتقد به مذهب شیعه معرفی کنند، استفاده از عمامه سبز میان بسیاری از مردم رواج یافت. در این زمان، شاهان و نزدیکان آنها از عمامه سبز به همراه تاج یا جقه‌ای از جواهر که در قسمت جلوی عمامه قرار می‌دادند، استفاده می‌کردند. در عین حال، برخی از مردم همچنان از عمامه‌های پیشین خود استفاده می‌کردند.[۳۰]

عمامه در دوره‌های افشاریه، زندیه و قاجاریه

در دوره‌های افشاریه و زندیه، عمامه‌های سبز رنگ جای خود را به شال‌های ترمه‌ای دادند که دور کلاه پیچیده می‌شد. این شیوه بعدها توسط آغامحمد خان قاجار پذیرفته شد و پس از او، فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه نیز مخالفتی با آن نداشتند. به این ترتیب، «شال کلاه» به بخشی اساسی از پوشاک مردان ایرانی تبدیل شد.[۳۱]

در زمان محمدشاه قاجار،‌اندازه کلاه که پیش از آن ارتفاع نسبتاً بلندی داشت، کوتاه شد و «عمامه» به‌تدریج از شکل عمومی و رایج خود خارج شد. در نهایت، تنها برخی قبایل مانند کردها، بلوچ‌ها و گروه‌هایی مانند سادات، روحانیون، معلمان مدارس، پزشکان و داروسازان آن را به‌عنوان نشانه‌ای از هویت خود بر سر می‌گذاشتند.[۳۲]

عمامه در دوره پهلوی

با تصویب قانون متحدالشکل کردن لباس در ۱۰ دی ۱۳۰۷ش، مردان ایرانی موظف به پوشیدن لباس یکسان شدند. بر اساس این قانون، مردم عادی و طلاب حق بر سر نهادن عمامه را نداشتند و تنها برخی روحانیون، از جمله علما، مجتهدین و پیش‌نمازان، با دریافت مجوز دولتی می‌توانستند لباس روحانیت بپوشند.

به گفته صاحب‌نظران، قانون یکسان‌سازی لباس بخشی از برنامه استحاله فرهنگی حکومت پهلوی بود. یکی از اهداف اصلی آن، تضعیف جایگاه روحانیت شیعه از طریق حذف لباس روحانیون بود، چنان‌که در خاطرات سیاستمداران پهلوی نیز به این قصد تصریح شده است.

حکومت پهلوی با کاهش تعداد جوازهای روحانیون، قصد محدود کردن حضور آنان را داشت. ماموران موظف بودند این سیاست را بدون ایجاد اعتراض اجرا کنند. حسین فردوست اشاره کرده که در صورت مشاهده علما در معابر، عمامه آن‌ها برداشته و به آنان توهین می‌شد. همچنین، جوازها عمداً کوتاه‌مدت تعیین می‌شد و تمدید آن نیاز به مکاتبات و مراجعات مکرر داشت. در این میان، برخی روحانیون با ابطال جوازهای خود مواجه می‌شدند و تا صدور مجدد، مجبور به استفاده از لباس متحدالشکل بودند.[۳۳]

عمامه به‌مثابه نماد سیاسی

با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری افرادی که لباس روحانیت را بر تن داشتند، جایگاه و ارزش لباس روحانیت به‌طور چشمگیری افزایش یافت. عمامه و عبا در دوره جمهوری اسلامی به نمادی سیاسی تبدیل شدند و نقش و تاثیر آن‌ها گسترش یافت. این تغییرات نشان‌دهنده ورود روحانیان به یک وضعیت جدید بود که با ظهور انقلاب اسلامی و تحولات وسیع در ارتباط روحانیت با مردم، نسبت به دو دوره پیش از آن، یعنی دوره سنتی و دوره قاجار، تفاوت چشمگیری داشت.[۳۴]

کارکرد عمامه روحانیت

عمامه مهم‌ترین بخش لباس روحانیت است و در تاریخ مسلمانان همواره معنای دینی و مقدس داشته است. پوشیدن عمامه و لباس روحانیت علاوه بر تمثیل پیامبر، نماد علم، تقوا، پایبندی به دین و ایفای نقش‌های دینی خاص همچون آموزش، هدایت و دفاع از دین و اجرای مناسک بوده است.[۳۵]

رنگ عمامه روحانیت در دوران معاصر

امروزه عمامه، به‌عنوان نماد شاخص روحانیت شیعه، به دو رنگ استفاده می‌شود: مشکی برای سادات و سفید برای غیرسادات.[۳۶] علت سیاه بودن عمامه سادات به رویدادهای تاریخی مربوط می‌شود. بر اساس روایات، پیامبر اسلام در روز فتح مکه با عمامه‌ای سیاه وارد این شهر شد. همچنین در واقعه غدیر خم، همان عمامه را به نشانه تاج افتخار بر سر حضرت علی نهاد، و پیش‌تر نیز در جنگ خندق، این عمامه بر سر حضرت علی بسته شده بود.[۳۷]

این جایگاه ویژه سبب شد که سادات، به یادبود روز غدیر، عمامه سیاه بر سر بگذارند. بر همین اساس، روحانیان سادات عمامه سیاه و غیرسادات عمامه سفید بر سر می‌گذارند.[۳۸]

بستن عمامه

عمامه روحانیون معمولاً از عمامه‌های مردم عادی بزرگتر است و طول آن از ۶ متر شروع می‌شود و تا ۱۴ متر می‌رسد. پارچه عمامه معمولاً پارچه‌ای خاص و نازک است و یکی از پارچه‌های معروف استفاده‌شده در این زمینه، «وال هندی» است که پارچه‌ای نازک است و هنگام پیچیدن حجم کمی می‌گیرد. به این ترتیب، عمامه‌های کوچک حدود ۶ متر، عمامه‌های متوسط ۷ تا ۸ متر و عمامه‌های بزرگ از ۱۰ متر به بالا هستند. معمولاً اساتید اخلاق به طلاب توصیه می‌کنند که عمامه را بزرگ نپیچند.[۳۹]

آداب بستن عمامه

بستن عمامه از اعمال مستحب است و همراه کردن آن با تحت‌الحنک نیز توصیه شده است. همچنین، سادات مدینه یک طرف عمامه را از جلو و طرف دیگر را از پشت می‌انداختند که این شیوه نیز مورد تاکید بوده است. پیچیدن عمامه به‌صورت ایستاده از مستحبات دانسته شده است.[۴۰]

شیوه بستن عمامه علمای اهل سنت

مؤلف کتاب «جامه پیامبر» اشاره می‌کند که در مورد بستن عمامه اهل سنت، فرم خاصی وجود ندارد و این مسئله به فرهنگ بومی هر کشور بستگی دارد.[۴۱]

مراسم عمامه‌گذاری

مطابق قانون مصوب سال ۱۳۷۹ش شورای عالی حوزه‌های علمیه، طلاب برای ملبس‌شدن به لباس روحانیت ملزم به دریافت تاییدیه و مجوزی با عنوان «جواز تلبس» از معاونت تهذیب حوزه‌های علمیه هستند.[۴۲]

طلاب حوزه‌های علمیه پس از حدود پنج سال تحصیل و همچنین دستیابی به توانایی نسبی در پاسخ‌گویی به پرسش‌های مردم، پس از احراز صلاحیت اخلاقی از سوی معاونت تهذیب حوزه، می‌توانند ملبس به لباس روحانیت شوند. این فرایند معمولاً طی مراسمی رسمی و در اعیاد اسلامی برگزار می‌شود.[۴۳]

در شهر قم، این مراسم اغلب با حضور مراجع تقلید انجام می‌شود، درحالی‌که در سایر شهرها، ائمه جمعه و علمای برجسته محلی، طلاب را ملبس می‌کنند. این آیین نمادی از ورود رسمی طلبه به مسیر تبلیغ دین و خدمت به مردم است.[۴۴]

عمامه‌پراکنی

پیشینه عمامه‌پراکنی در ایران به رویدادی تاریخی مرتبط با شیخ فضل‌الله نوری باز می‌گردد. در روزهای پایانی زندگی شیخ فضل‌الله، زمانی که او به دار آویخته شد، یوسف‌خان ارمنی عمامه را به‌صورت توهین‌آمیزی از سر او برداشت و به‌سمت جمعیت پرتاب کرد. این حادثه، اولین عمامه‌پراکنی در تاریخ ایران شناخته می‌شود و نمادی از حرکت‌های ضد مذهبی در دوران مشروطه بود.[۴۵] گفته می‌شود در حرکتی مشابه، عوامل رضاخان، هنگام نماز، عمامه شهید مدرس را از سرش برداشتند و آن را به دور گردنش پیچیدند و او را به شهادت رساندند.[۴۶]

پدیده عمامه‌پراکنی پس از ناآرامی‌های ۱۴۰۱ش نیز تحت تاثیر فضای ایجادشده در شبکه‌های اجتماعی از سوی برخی افراد رخ داد و در رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی بازتاب گسترده‌ای یافت که با واکنش منفی و مخالفت اکثریت جامعه ایرانی روبه‌رو شد.[۴۷] همچنین اقدام به‌انداختن عمامه روحانیون با واکنش‌های منفی و نقدهایی از سوی چهره‌های هر دو جریان اصولگرا و اصلاح‌طلب مواجه شده است.[۴۸]

علیزاده کارشناس سابق بی‌بی‌سی که مقیم لندن است پوشش روحانیان در ایران را لباسی سنتی و بومی می‌داند که سابقه آن به چند هزار سال پیش، بازمی‌گردد. او معتقد است که رضاشاه در جریان مبارزه با حجاب و تلاش برای فرنگی‌سازی پوشش مردان، این لباس را از مردم ایران گرفت.[۴۹]

علیزاده با اشاره به شیطنت رسانه‌های معاندی مانند بی‌بی‌سی و ایران اینترنشنال، تاکید می‌کند که این رسانه‌ها در حال عرفی‌سازی آزار و اذیت روحانیان هستند. وی این پرسش را مطرح می‌کند که چگونه در اروپا، دست زدن به «کیپا» ی یهودیان به‌عنوان یهودستیزی، جرمی نابخشودنی محسوب می‌شود؛ اما رسانه‌های معاند با تبهکاری، عمامه‌پرانی علیه روحانیان ایران را همچون یک رقابت ورزشی نقل و ترویج می‌کنند![۵۰]

یکی از حقوقدانان و فعالان سیاسی اصلاح‌طلب در یادداشتی نوشت عمامه‌پرانی نقض آشکار آزادی پوشش و عقیده است. در تمام جوامع، لباس روحانیت به‌روشنی باورهای فرد را نمایان می‌کند و هیچ پوششی به این‌اندازه بیانگر عقاید شخصی نیست. اگر هدف اعتراضات، دفاع از آزادی پوشش و بیان است؛ چرا این حق برای روحانیون نادیده گرفته می‌شود؟ چنین رفتاری نه‌تنها تناقض‌آمیز، بلکه غیراخلاقی است.[۵۱]

پویش عمامه‌بوسی

در پاسخ به پدیده «عمامه‌پرانی»، جوانان ایرانی پویشی با عنوان «عمامه‌بوسی» راه‌اندازی کردند. این حرکت که از ایران آغاز شد، به اماکن مذهبی مانند کربلا و بین‌الحرمین نیز گسترش یافت. هدف این پویش، تقویت احترام به روحانیت و بازتعریف جایگاه آنان در جامعه، اعلام شده است.[۵۲]

پانویس

  1. دزی، فرهنگ البسه مسلمانان، 1359ش، ص258.
  2. نفیسی، علی اکبر، فرهنگ نفیسی، 1355ش، ج2، ص1500.
  3. کتانی، الدعامه فی احکام سنه العمامه، 1342ق، ص3.
  4. طبرسی، مکارم الاخلاق، 1376ق، ص136.
  5. ابن‌منظور، لسان العرب، 1955م، ج2، ص219.
  6. جاحظ، البیان و التبیین، 1949م، ج1، ص606.
  7. صابی، ، رسوم دارالخلافه، 1343ش، ص53.
  8. طبرسی، مکارم الاخلاق، 1376ق، ص137.
  9. ابن‌سلام، طبقات فحول الشعرا، 1400ق، ص83.
  10. جاحظ، البیان و التبیین، 1949م، ج3، ص114.
  11. دزی، فرهنگ البسه مسلمانان، 1359ش، ص288.
  12. دزی، فرهنگ البسه مسلمانان، 1359ش، ص288.
  13. اصفهانی، ابی‌الفرج، الاغانی، بی‌تا، ج1، ص259.
  14. ابن‌قتیبه، عیون اخبارالرضا، 1418ق، ج1، ص298.
  15. جاحظ، البیان و التبیین، 1949م، ج1، ص101.
  16. ابن‌حنبل، مسند، بی‌تا، ج3، ص363.
  17. ابن‌سعد، طبقات الکبیر، 1410ق، ج3، ص18 و 93؛ ج5، ص102- 143 و 161؛ ج6، ص186.
  18. چیت‌ساز، تاریخ پوشاک ایرانیان از ابتدای اسلام تا حمله تیموریان، 1379ش، ص21.
  19. طیلسان: پارچه‌ای بود که فقها و علمای ایران بر روی عمامه خود می‌انداختند. در ایالت فارس، این پوشش در میان عموم مردم نیز رایج بود. جنس آن از پشم بود و مرغوب‌ترین انواع آن در شهرهای آمل و قوس تولید می‌شد.
  20. چیت‌ساز، تاریخ پوشاک ایرانیان از ابتدای اسلام تا حمله تیموریان، 1379ش، ص91.
  21. «پیشینه لباس روحانیت به چه زمانی برمی‌گردد؟ این لباس نشانگر چه چیزی است؟»، وب‌سایت اسلام کوئست‌نت.
  22. چیت‌ساز، تاریخ پوشاک ایرانیان از ابتدای اسلام تا حمله تیموریان، 1379ش، ص125.
  23. غیبی، هشت هزار سال پوشاک اقوام ایران، 1385ش، ص429.
  24. یعقوب‌زاده و مافی‌تبار، «بازیابی زمینه‌های تمایز عمامه به مثابه کسوت روحانیت شیعه در عصر قاجار»، 1402ش، ص28.
  25. «مردان قدیم چه می‌‌‌‌پوشیدند؟»، خبرگزاری مشرق‌نیوز.
  26. «دستار چیست؟»، وب‌سایت ویرگول.
  27. «دستار چیست؟»، وب‌سایت ویرگول.
  28. تقوی باغان، «بررسی انواع پوشش سر مردان و زنان در دوره صفوی»، 1399ش، ص66.
  29. «تاریخچه‌ لباس روحانیت»، خبرگزاری مهر.
  30. «مردان قدیم چه می‌پوشیدند؟»، وب‌سایت مشرق‌نیوز.
  31. «مردان قدیم چه می‌پوشیدند؟»، وب‌سایت مشرق‌نیوز.
  32. «لباس روحانیت از ابتدای پیدایش تاکنون»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  33. «تحلیل و بررسی سیاست یکسان‌سازی لباس در دوره پهلوی اول در سبزوار»، وب‌سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی.
  34. اسلامی‌تنها، «لباس روحانیت شیعه به مثابه دال سیاسی در ایران معاصر»، 1391ش، ص127.
  35. اسلامی‌تنها، «لباس روحانیت شیعه به مثابه دال سیاسی در ایران معاصر»، 1391ش، ص119.
  36. اسلامی‌تنها، «لباس روحانیت شیعه به مثابه دال سیاسی در ایران معاصر»، 1391ش، ص114.
  37. «آیا عمامه بر سر گذاشتن به تاسی از پیامبر است؟»، وب‌سایت شیعه کوئست.
  38. «آیا عمامه بر سر گذاشتن به تاسی از پیامبر است؟»، وب‌سایت شیعه کوئست.
  39. «لباس روحانیت از ابتدای پیدایش تاکنون»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  40. «در بیان عمامه بستن»، وب‌سایت پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله مکارم شیرازی.
  41. «لباس روحانیت از ابتدای پیدایش تاکنون»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  42. «شرایط و مقررات عمامه‌گذاری چیست؟»، وب‌سایت عصر ایران.
  43. «تاریخچه عمامه/ چرا روحانیان عمامه بر سر می‌‌‌‌گذارند؟»، پایگاه خبری آفتاب.
  44. «تاریخچه عمامه/ چرا روحانیان عمامه بر سر می‌‌‌‌گذارند؟»، پایگااه خبری آفتاب.
  45. انصاری،‌هادی، «تجربه‌ای تاریخی از عمامه‌‌پرانی در ایران»، خبرگزاری خبرآنلاین.
  46. روایتی از تبعید و شهادت مدرس، پایگاه جامع تاریخ معاصر ایران.
  47. «نقد کتاب «عمامه‌پرانی» منتشر شده توسط معاونت راهبردی سازمان تبلیغات اسلامی»، وب‌سایت ندای اصفهان.
  48. «انداختن عمامه‌ روحانیون از کجا آغاز شد؟»، وب‌سایت صدای میانه.
  49. «نقد کتاب «عمامه‌پرانی» منتشر شده توسط معاونت راهبردی سازمان تبلیغات اسلامی»، وب‌سایت ندای اصفهان.
  50. «نقد کتاب «عمامه‌پرانی» منتشر شده توسط معاونت راهبردی سازمان تبلیغات اسلامی»، وب‌سایت ندای اصفهان.
  51. «عمامه‌پرانی تعرض به حق آزادی عقیده و پوشش است»، وب‌سایت اقتصاد نیوز.
  52. «اولین «عمامه‌پرانی» در تاریخ ایران چه زمانی ثبت شد؟/ «عمامه‌بوسی»، راهکار مقابله اصولگرایان»، خبرگزاری خبرآنلاین.

منابع

  • ابن‌حنبل، احمد، مسند، بیروت، دارصادر، بی‌تا.
  • ابن‌سلام، طبقات فحول الشعرا، جده، دار المدنی، 1400ق.
  • ابن‌قتیبه، عیون اخبارالرضا، بیروت، دارالکتب، 1418ق.
  • ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار صار، 1955.
  • ابن‌سعد، محمد، طبقات الکبیر، بیروت، دار الکتب العلمیة 1410ق.
  • اسلامی‌تنها، اصغر، «لباس روحانیت شیعه به‌مثابه دال سیاسی در ایران معاصر»، فصلنامه علوم سیاسی، 1391ش.
  • اصفهانی، ابی‌الفرج، الاغانی، بیروت، دارالکتب، بی‌تا.
  • «انداختن عمامه‌ روحانیون از کجا آغاز شد؟»، وب‌سایت صدای میانه. تاریخ درج مطلب: 11 آبان 1401ش.
  • انصاری،‌هادی، «تجربه‌ای تاریخی از عمامه‌‌پرانی در ایران»، خبرگزاری خبرآنلاین، تاریخ درج مطلب: 21 آبان 1401ش.
  • «اولین «عمامه‌پرانی» در تاریخ ایران چه زمانی ثبت شد؟/ «عمامه‌بوسی»، راهکار مقابله اصولگرایان»، خبرگزاری خبرآنلاین، تاریخ درج مطلب: 21 آبان 1401ش.
  • «آیا عمامه بر سر گذاشتن به تاسی از پیامبر است؟»، وب‌سایت شیعه کوئست، تاریخ بازدید: 12 اسفند 1403ش.
  • «پیشینه لباس روحانیت به چه زمانی برمی‌گردد؟ این لباس نشانگر چه چیزی است؟»، وب‌سایت اسلام کوئست‌نت، تاریخ درج مطلب: 18 اردیبهشت 1395ش.
  • «تاریخچه عمامه/ چرا روحانیان عمامه بر سر می‌‌‌‌گذارند؟»، پایگاه خبری آفتاب، تاریخ درج مطلب: 26 مرداد 1391ش.
  • «تاریخچه‌ لباس روحانیت»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: 29 تیر 1394ش.
  • «تحلیل و بررسی سیاست یکسان‌سازی لباس در دوره پهلوی اول در سبزوار»، وب‌سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی، تاریخ درج مطلب: 30 دی 1399ش.
  • تقوی باغان، ملیحه، «بررسی انواع پوشش سر مردان و زنان در دوره صفوی»، دوماهنامه علمی تخصصی پژوهش در هنر و علوم تخصصی 1399ش.
  • جاحظ، عمرو بن بحر، البیان و التبیین، قاهره، مکتبة الخانجی، 1949.
  • چیت‌ساز، محمدرضا، تاریخ پوشاک ایرانیان از ابتدای اسلام تا حمله تیموریان، تهران، سمت، 1379ش.
  • «در بیان عمامه بستن»، وب‌سایت پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله‌ مکارم شیرازی، تاریخ درج مطلب: 12 اسفند 1403ش.
  • دُزی، راینهارت پیتر ان، فرهنگ البسه مسلمانان، ترجمه حسین‌علی هرروی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1359ش.
  • «دستار چیست؟»، وب‌سایت ویرگول. تاریخ بازدید: 12 اسفند 1403ش.
  • «روایتی از تبعید و شهادت مدرس، پایگاه جامع تاریخ معاصر ایران، تاریخ بازدید: 12 اسفند 1403ش.
  • «شرایط و مقررات عمامه گذاری چیست؟»، وب‌سایت عصر ایران، تاریخ درج مطلب: 16 اردیبهشت 1397ش.
  • صابی، هلال بن محسن، رسوم دارالخلافه، ترجمه محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، 1343ش.
  • طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، تهران، آخوندی، 1376ق.
  • «عمامه‌پرانی تعرض به حق آزادی عقیده و پوشش است»، وب‌سایت اقتصاد نیوز. تاریخ درج مطلب: 24 آبان 1401ش.
  • غیبی، مهرآسا، هشت هزار سال پوشاک اقوام ایران، تهران: هیرمند، 1385ش.
  • کتانی، محمد بن جعفر، الدعامه فی احکام سنه العمامه، دمشق، 1342ق.
  • «لباس روحانیت از ابتدای پیدایش تاکنون»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: 9 اردیبهشت 1395ش.
  • «مردان قدیم چه می‌‌‌‌پوشیدند؟»، خبرگزاری مشرق‌نیوز، تاریخ درج مطلب: 13 اسفند 1393ش.
  • نفیسی، علی اکبر، فرهنگ نفیسی، تهران، کتابفروشی خیام، 1355ش.
  • «نقد کتاب «عمامه‌پرانی» منتشر شده توسط معاونت راهبردی سازمان تبلیغات اسلامی»، وب‌سایت ندای اصفهان، تاریخ درج مطلب: 6 اسفند 1401ش.
  • یعقوب‌زاده،‌هادی و مافی‌تبار، آمنه، «بازیابی زمینه‌های تمایز عمامه به مثابه کسوت روحانیت شیعه در عصر قاجار»، فصلنامه سخن تاریخ، شماره 43، 1402ش.